شما مي توانيد از طریق اين وب با دنیای نابینایان بیشتر آشنا شوید

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر آهنگی که میبینم, بی رنگ بی رنگ است.

خدایا این چه وضعشه!

این همه اتفاق معنیش چیه!

خودت میدونی که من میدونو خالی نمیکنم. میدونی که تا آخرش ایستادم.

ولی...

خواهش میکنم... جون من!... جون من سختی ها رو کم کن.

برای هممون.

حتا برای این داداشم یا خواهرم که داره الآن این مطلبو میخونه!

خدایا مرسی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 23:40  توسط كاظم حسيني  | 

بنا به تقاضای شما عزیزان اینبار نرم افزار اسکایپ رو به همراه اسکایپتاکینگ و اسکریپت های مناسب با ورژن 6 اسکایپ میزارم برای دانلود.

برای دانلود اسکایپ 6 روی لینک زیر کلیک کنید

 

http://s2.p30download.com/users/202/software/communications/chat-instant-messaging/Skype.v6.0.0.120_p30download.com.exemessaging/Skype.v6.0.0.120_p30download.com.exe

 

این هم skypeTalking و جدیدترین  jawsScript برای skype6.

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

 

http://kazemhosseini.persiangig.com/other/scriptAndSkypeTalking.rar 

"آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد." *ویلیام شکسپیر*

شاد باشید

KZM

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 3:53  توسط كاظم حسيني  | 

اینجا چند لینک دانلود برنامه هایی که شما عزیزان خواسته بودید رو قرار میدم.

لینک دانلود برنامه ی ساندفورج 8

http://www.kazemhosseini.persiangig.com/other/SoundForge8.0dTheBestVersion.rar 

لینک دانلود کرک ساندفورج 8.0

 

http://kazemhosseini.persiangig.com/other/crackSoundforge8.rar 

بعد از دانلود این فایل, با این پسورد از حالت فشرده خارجش کنید

Sedaierangiسپس اسم فایل 

Cs.dat

رو تغییر بدید و به crack.exe تبدیل کنید.

حالا میتونید این کرک و کرک 26 programs رو به پوشه ی خود ساندفورج که از همینجا دانلود و extract کردید منتقل کنید.

 

لینک دانلود آموزش کامل کار با soundforge 8.0 برای دوستان نابینا. که توی پست های قبلی هم گذاشته بودمش.

 

http://kazemhosseini.persiangig.com/other/soundforge.learning.by.kazem.rar 

اگر به صورت خودکار دانلود شروع نشد, پس از ورود به این آدرس روی لینک دانلود اینتر بزنید.

بعضی از مراحل مثل نصب و دایمی کردن, برای ساند فورج 8 گفته شده اما بیشتر مطالب روی همه ی ورژن ها مشترک است.

 

خدایا کمک کن تا به خودم کمک کنم صفت کبک بودن و سر زیر برف کردن و خودفریبی رو همیشه از خودم دور کنم

 

 


برچسب‌ها: soundforge, soundforge learning, free download soundforge by kazem, learning by kzm
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 1:11  توسط كاظم حسيني  | 

سلام. امیدوارم خوب خوب باشید. به وبلاگ دیگه ی من که مخصوص مطالب زیبا و خواندنیه با نام صدای رنگی هم یه سری بزنید.

http://www.sedaierangi.blogfa.comاز میلاد براتون بگم که توی پستهای قبلی باهاش آشنا شدید.

چون امسال سه ماه دیر توی مدرسه ثبت نام کرد نوبت اول رو از دست داد. حالا قراره که از بهمن ماه بهش کمک کنیم که خودشو برسونه. براش احساسات قشنگ بفرستید چون خیلی نیاز به همدلی داره.

 

وقت بخیر. مواظب خودتون و دیگران باشید.

kzm

 


برچسب‌ها: دنیای نابینایان, مطالب خواندنی, صدای رنگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 15:3  توسط كاظم حسيني  | 

یک هدیه برای شما دارم. آموزش کامل کار با ساندفورج برای نابینایان. با اجرای خودم. همه جیز های مهم رو توضیح دادم. امیدوارم بپسندید. اگر استفاده کردید و به دردتون خورد خیلی منو خوشحال میکنید که شما هم به من یک هدیه بدید. و اونم این که حد اقل یک بار برای گنجیشکا دونه بریزید.  مرسی از لطف شما

 

لینک دانلود آموزش کامل کار با soundforge 8.0

 

download soundforge learning: click here 

اگر به صورت خودکار دانلود شروع نشد, پس از ورود به این آدرس روی لینک دانلود اینتر بزنید.

بعضی از مراحل مثل نصب و دایمی کردن, برای ساند فورج 8 گفته شده اما بیشتر مطالب روی همه ی ورژن ها مشترک است.

Best wishes

kzm

 


برچسب‌ها: آموزش کارهای صدابرداری برای نابینایان, دنیای نابینایان, کار با صدا میکس صدا ضبط صدا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 14:56  توسط كاظم حسيني  | 

دوستان عزیزی که میخان در مورد دنیای نابینایان و موارد و مطالب مختلف مربوط به این گروه اطلاعاتی کسب کنند یا کمکی از من ساخته است و یا تحقیق دارند و هر مورد دیگر, به من ایمیل بدن.

Kazemhosseini2000@gmail.com

چون برخی دوستان فقط در بخش نظرات پیام گذاشته بودند و من نتونستم برای پاسخ بهشون آدرسشون رو پیدا کنم. با تشکر

 


برچسب‌ها: تحقیق درباره ی دنیای نابینایان, پرسش از دنیای نابینایان, کسب اطلاعات مختلف از دنیای نابینایان
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 20:58  توسط كاظم حسيني  | 

 

سلام

 

سلام به همه ی اون هایی که قلبشون برای خوشبختی و خوشحالی بشریت میتپه.

میلاد میخاد بره مدرسه!

میلاد شونزده سالشه.

از دو سال پیش بیناییش شروع به کم شدن کرد.

تا قبلش هیچ مشکلی نداشت. ظاهرا ارثی بوده که از این سن شروع شده و هیچ درمانی هم نداره. خلاصه از اول دبیرستان میلاد دیگه نتونست بره مدرسه. چون نه بریل بلد بود بخونه و نه با شرایط جدید کنار اومده بود. من یک ماه پیش با آقا میلاد عزیزم آشنا شدم.

خیلی بهم ریخته بود. بیناییش رو از دست داده و خیلی براش سخت بود با شرایط جدید کنار بیاد.

حالا داریم بهش بریل یاد میدیم. و از همین هفته دوباره قرار شده بره سر کلاس و اول دبیرستان رو بخونه.

 

حالا متوجه شدید این که میلاد میخاد بره مدرسه چقد آدم رو خوشحال میکنه؟!

اگه من یه روز غمگین باشم و درد بکشم خوشحالم که انسان دیگه ای جای من نیست که اذیت بشه.

اگه یه روز خوشحال باشم در به در میدوم تا خوشحالیمو به انسان ها هدیه کنم.

 

راستی یادم باشه امشب موقع خواب به یکایک پرنده ها بگم شب بخیر عزیزم

مواظب خودتون و دیگران باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 23:58  توسط كاظم حسيني  | 

چند لینک دانلود از برنامه های مفید رو اینجا براتون میزارم امیدوارم مفید واقع بشه.

اگر لینک ها با اینتر کردن فعال نشدند, اون ها رو کپی کنید و در آدرس بار که با f6 میآد پیست کنید.

Download Skype 5.10. size: about 18 mb

http://download.skype.com/msi/SkypeSetup_5.10.0.114.msi

 

یک آنتی ویروس مناسب از شرکت مایکروسافت که البته به فایل های دیگه ای هم نیاز داره برای نصب که هیچ سایتی اجازه ی آپلود کردنش رو بهم نمیده. امری بود بهم پیام بدید. تا بهتون بدمش. فقط با اسکایپ میشه فرستادش.

Download Microsoft.Security.Essentials.v4.0. about 10 mb

http://s2.p30download.com/users/202/software/security/anti-virus/Microsoft.Security.Essentials.v4.0.1526.0.x86_p30download.com.zip

 

my skype: kazem.h

my e-mail and googleTalk address: kazemhosseini2000@gmail.com

 

افتخار من این است که انسان مفیدی باشم

شاد باشید!

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 15:55  توسط كاظم حسيني  | 

رادیو پرسپولیس هم راه اندازی شد.

زنده باد پرسپولیسیها!

لینک دانلود برای اولین مجموعه ی برنامه ها

با حجم 32 mb

http://fc-perspolis.com/Upload/Internet_Radio/NO_1/128/radio_final.128.mp3

 

و لینک صفحه ی مربوطه در سایت باشگاه پرسپولیس رو هم براتون میزارم تا اگه خواستید بتونید با کیفیت و حجم پایینتر هم این برنامه رو دانلود کنید.

http://fc-perspolis.com/mediasite/internetradio/1391/%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF/2.aspx

 

به امید قهرمانی پرسپولیس!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 10:17  توسط كاظم حسيني  | 

سلام.

خیلی دلم براتون تنگ شده بود!

درسته که دیر, اما بالاخره برگشتم به این صفحه.

چند تا نرم افزار مناسب توی این پست و پست های بعدی میزارم.

اولین نرم افزار

NVDA

به همراه

Eloquence

که همون صدای جاز باشه.

NVDA 2012.1

یعنی اولین نسخه توی سال 2012

آدرس  این نسخه برای دانلود شما عزیزان:

 

http://omidfalahati.persiangig.com/other/nvda_2012.1_portable.rar

 

مرسی از دوست بسیار عزیزم امید فلاحتی به خاطر آپلود کردن این نرم افزار.

پس از ورود به سایت پرشین گیگ, روی لینک دانلود اینتر رو فشار بدید تا دانلود شروع بشه.

از طریق فشردن insert f7, links list در اختیار شما قرار خواهد گرفت که با زدن d روی دانلود قرار میگیرید.

همونطور که میدونید خیلی از این برنامه ها رو نمیتونیم از سایت هاشون دانلود کنیم به همین خاطر من اینجا قرارشون میدم برای دسترسی آسونتر.

وقتی که برنامه NVDA رو نصب کردید برای داشتن صدای جاز که همهمون بهش عادت داریم به سراغ مرحله ی زیر برید.

و این هم آدرس ETI eloquence برای این برنامه:

 

http://kazemhosseini.persiangig.com/other/eloquence%20for%20nvda%202011.1%20and%20later_3.zip

 

 

بعد از extract کردن این برنامه

یعنی elequense

برای داشتن صدای جاز این کار ها رو انجام بدید.

دو فایل و یک فولدر موجود رو کپی کنید در این آدرس:

برنامه ی NVDA  رو باز کنید

فولدر userConfig رو هم باز کنید

و توی فولدر synthDrivers اون ها رو پیست کنید.

حالا برنامه ی NVDA رو باز کنید.

Insert n

رو فشار بدید

از منوی preferences synthesizer رو انتخاب کنید.

و حالت

ETI Elequence

رو انتخاب کنید و  ok  کنید.

برای ذخیره کردن تنظیمات بعد از فشردن

Insert n

Preferences رو باز کنید و general settings رو هم باز کنید یک تب بزنید گزینه ی

Save configuration on exit

رو چک کنید.

همه چی حله.

با رفتن توی voice settings  از منوی preferences میتونید سرعت خوندن و چیز های دیگه رو تنظیم کنید.

 

شاد باشید

 


برچسب‌ها: NVDAA, NVDA با صدای Jaws, نرم افزار نابینایان, دنیای نابینایان
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 1:21  توسط كاظم حسيني  | 

 

چند روز پیش روز جهانی عصای سفید بود. روزی برای نابینایان، آدم هایی که علی رغم نداشتن چشم بینا تصویر روشن و کاملی از دنیای اطراف خود دارند، شاید به همین

دلیل باشد که به آن ها روشندل هم می گویند، چراکه رابطه آن ها با جهان بیرونی رابطه ای دلی است. این ویژگی ها برای سینماگران و نویسندگان دنیای ناشناخته ای

است که گاه تلاش کرده اند از گذر پرداختن به دنیای درونی فردی نابینا، پیچیدگی ها، روحیات، روابط و قواعد زندگی آن ها فضایی جذاب و قابل ارائه به مخاطبان خلق

کنند.

در سینما به عنوان هنری فراگیر که اتفاقا با عنصری کاملا مشهود به نام «تصویر» سروکار دارد، این جهان و این ویژگی ها جذابیت بیشتری داشته است. در سینمای جهان

به آثار زیادی در این باره می توان اشاره کرد، همچنان که در سینمای ایران هم شخصیت های نابینا یا موضوعات مربوط به این قشر بارها دستمایه کار فیلمسازان قرار

گرفته اند. نگاهی به این آثار نشان می دهد که گروه اول فیلم هایی هستند که موضوع آن ها درباره نابینایان است، مسائل مربوط به آن ها داستان اصلی فیلم بوده و

شخصیت محوری شان یک فرد نابینا است.

اما در گروه دوم آثاری قرار دارند که برخی از شخصیت های آنها نابینا هستند و به عنوان کاراکترهای مکمل نقش ایفا می کنند. گل های داوودی (رسول صدرعاملی) یکی

از نخستین آثار سینمای ایران در همین باره بود که پس از انقلاب اسلامی به نمایش درآمد و به دلیل داشتن داستانی عامه پسند و ساختار ملودرام مورد استقبال عامه

مردم قرار گرفت.

بهره گیری از بازیگران سینما در نقش شخصیت های نابینا موضوعی است که همواره دیده شده است، این مسئله البته در سینمای جهان هم سابقه دارد.

اما نکته ای که قابل تعمق است اینکه عمده بازیگران در نقش یک فرد نابینا بازی موفقی ارائه نداده اند، دلیل این مساله هم نزدیک نشدن آنها به روحیات، رفتار، گفتار،

حرکات و. . . یک فرد نابیناست. حتی پرویز پرستویی که برای این نقش (در بید مجنون) جایزه بازیگری گرفت در لحظات بینا شدن بازی بهتری ارائه می داد تا در فصل های

نابینا بودن.

از سوی دیگر در یکی از بهترین فیلم های این نوع آثار یعنی «رنگ خدا» مجیدی به عنوان کارگردان از فردی نابینا (حسن رمضانی) استفاده کرده که البته رمضانی هم بازی

بسیار خوبی ارائه داده است. شاید اگر مجیدی هم بازیگر نوجوانی سراغ داشت که بتواند این نقش را ایفا کند به سراغ رمضانی نمی رفت.

دلیل استفاده از هنرپیشه ها به جای افراد نابینا در فیلم ها هم از همین موضوع سرچشمه می گیرد، چراکه اساسا بازیگر نابینا وجود ندارد و اگر هم باشد پیدا کردن

او کاری است سخت تر از بازی گرفتن از یک هنرپیشه. اما به هرحال نمی توان منکر داشتن استعدادهای خلاق و موفق در نابینایان شد، هرچند فیلم هایی که درباره آن ها

ساخته می شود بسیار محدود است. 

 

گرفته شده از :

خبرگزاری ایسنا     

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 18:25  توسط كاظم حسيني  | 


اصلا نمي‌توانستم تصور کنم دنياي آنها چه شکلي است و تصورشان از ديدني‌هاي دنيا چگونه است. با معلولان زيادي در خصوص محدوديت‌ها و مشکلات‌شان صحبت کرده بودم. همه آنها در يکي از اعضاي بدن‌شان نقصي داشتند. براي همين در انجام برخي کارها که به سلامت آن عضو مرتبط بود، دچار دردسر مي‌شدند. در تصور اغلب ما نمي‌گنجد که دنياي نابينايان چه شکلي است. در آستانه روز جهاني عصاي سفيد در اين فکر بودم تا از دنياي تاريک نابينايان سراغي بگيرم و ببينم مشکلات زندگي آنها چه تفاوتي با مشکلات ما دارد. کنکاش کردم که اين افراد آيا در همه امور زندگي نيازمند ديگران هستند يا مستقل بودن و داشتن زندگي عادي در بين اين گروه متداول است؟ براي اين نيت خير، جستجوي خودم را ادامه داده و با نابينايان موفقي آشنا شدم. با ديدن آنها تعجب ‌کردم که آيا واقعا چشم‌هايشان نمي‌بيند؟! چه‌طور ممکن است چنين کارهاي خاصي را بدون ديدن انجام دهند؟! از قدرت و توانايي آنها شگفت‌زده و در فکر بودم که خانم و آقاي مسني را ديدم که بدون توجه به ديگران با يکديگر مشاجره مي‌کردند و مسووليت‌ گناه يک اتفاق را به گردن هم مي‌انداختند. همه به آنها نگاه مي‌کردند که بلندبلند حرف مي‌زدند و دايم مي‌گفتند: «حالا مي‌گي چي کار کنم؟ نمي‌توانم او را به قبل برگردانم و دوباره از کودکي تربيتش کنم که... الان يک زن 35 ساله است؛ نه يک بچه!» به خانم مسن نزديک شدم و او ضمن بيان داستان زندگي‌اش با کمال ميل حاضر شد داستان او را بررسي کنيم با اين اميد که براي ديگران درس‌آموز باشد. جالب اينکه مادر پس از گفتگو با دکتر بدري‌سادات بهرامي، روان‌شناس و کارشناس «سلامت» در صفحه «داستان يک زندگي»، به اين نتيجه رسيد که هنوز هم دير نشده و مي‌تواند به دخترش (پريناز) که نابيناست خيلي کمک کند....

قصه از کجا شروع شد؟

وقتي باردار بودم، ندانسته تحت واکسيناسيون سرخجه قرار گرفتم و پريناز من نابينا به دنيا آمد. به خاطر همين من و پدرش خيلي احساس گناه مي‌کرديم و پس از به دنيا آمدن او از هر امکاني که داشتيم استفاده کرديم. وضعيت مالي‌مان بد نبود. براي همين معلم خصوصي برايش مي‌گرفتيم. يک پرستار تمام‌وقت در اختيارش بود تا کارهاي او را انجام دهد. دخترم به دانشگاه رفت و سامان، که او هم نابينا بود، به خواستگاري‌اش آمد و ازدواج پريناز با او سر گرفت.حاصل اين ازدواج هم يک پسر است که الان 2 سال دارد. دامادم، سامان، نيز تحصيل‌کرده است ولي با پريناز يک تفاوت عمده دارد. او قادر است همه کارهاي شخصي و روزمره زندگي‌اش را بدون کمک کسي انجام دهد. او مانند ما که بينا هستيم به همه کارهاي خود مي‌رسد و حتي نوه‌ام را مانند يک پدر کامل رسيدگي کرده و دست و پا چلفتي بودن پريناز را هم مي‌پوشاند. پريناز نه تنها خودش از زندگي لذت نمي‌برد بلکه بسيار پرخاشگر شده و دردسر سامان و فرزندش را صد چندان کرده است. ما انگار باز هم پدر و مادر خوبي نبوديم و او را نيازمند بار آورديم. چگونه مي‌توانيم به دختر جوانمان کمک کنيم؟ دلم مي‌خواهد مي‌توانستم فيلم زندگي‌ام را به عقب برگردانم و اشتباهاتم را جبران کنم. فکر مي‌کرديم اگر مانند ديگر بچه‌ها او را با قواعد تربيتي اصولي پرورش دهيم در حقش ظلم کرده‌ايم. دامادم پسر مستقلي است. با اينکه هيچ کدام از امکانات رفاهي پريناز را نداشته اما حالا مرد موفقي است و افسوس که دختر من اين‌طور نيست.
در مطب مشاور

وقتي در زندگي افراد نابينا دقت کنيد، چه آنهايي که به طور مادرزادي نابينا به دنيا مي‌آيند و چه گروهي که بر اثر يک سانحه يا بيماري بينايي‌شان را از دست مي‌دهند، آنچه مهم تلقي مي‌شود نگرش اين افراد به نوع معلوليت‌شان است. آنچه مي‌تواند موجب تفاوت زندگي افراد شود، نگرش آنها به شرايط زندگي خودشان است. معلوليت بااينکه محدوديت‌هايي را به همراه دارد اما دليل موجهي براي تعطيل کردن زندگي نيست. آنچه افراد را چه معلول و چه غيرمعلول از موفق زندگي کردن باز مي‌دارد، درماندگي آنها براي پذيرش شرايط زندگي‌ فعلي‌شان است.

از آنجا که افراد نابيناي مادرزاد (مثل پريناز) هيچ دريافتي از حس بينايي نداشته‌اند با برخي مفاهيم مثل درک از رنگ‌ها بيگانه‌اند اما حتما مي‌دانيد که ديگر حواس آنها مانند لامسه، چشايي، شنوايي و بويايي، عهده‌دار برخي از وظايف و مسايلي مي‌شوند که به عهده حس بينايي است لذا در طي مراحل رشد اين افراد بايد سعي شود که ديگر حس‌ها مورد تقويت قرار بگيرند و فرد به اين باور برسد که بايد آنچه را ندارد، توسط آنچه دارد و جزو داشته‌هايش محسوب مي‌شود، پيش ببرد. اگر قرار باشد خانواده‌هاي اين افراد، مطابق با رشد آنها رفتار درستي نداشته باشند، يعني مسووليت‌هاي مرتبط با دوره سني بچه‌ها را به عهده آنها نگذارند، فقط به اين بهانه که فرزندشان معلوليتي دارد، اين چهار حس تقويت نشده و او به سمت يک زندگي مستقل سوق پيدا نمي‌کند.

معمولا خانواده‌هايي که کودک نابينا دارند، سعي مي‌کنند مسووليت‌هاي آنها را به عهده بگيرند و فرزندان اين خانواده‌ها به دليل وابستگي به ديگران در تمام کارها به شدت عصبي، معترض و پرخاشگر مي‌شوند. اين کودکان، بزرگسالان خوشحال و خوشبختي نخواهند شد چون مهارت‌هاي زندگي را ياد نگرفته‌اند. والدين آنها هرگز در گفتگوهاي دوستانه به فرزندشان يادآوري نکرده‌اند که او فقط از يک حس محروم است و چهار حس ديگر را دارد که مي‌تواند با تقويت آنها زندگي شخصي خود را به صورت مستقل اداره کند. متاسفانه والدين زيادي هستند که به خاطر دلسوزي‌هاي بي‌مورد و البته از نظر خودشان به دلايل کاملا موجه، وابستگي و درماندگي را به فرزندشان تقديم مي‌کنند.

دخترها و پسرهاي بزرگي که شايد در آستانه تشکيل خانواده نيز قرار داشته باشند و در بين مراجعان به روان‌شناسان و روان‌پزشکان کم نيستند. برخي از اين افراد از والدين خود گله مي‌کنند که هرگز آنها را مجبور نکرده‌اند تا خودشان کارهايشان را انجام دهند و مثلا به دليل يک بيماري مزمن يا نقص عضو، هيچ‌وقت مسووليتي در خانه به آنها محول نشده است. آنها هيچ‌وقت «نه» نشنيده‌اند. والدين آنها هرگز در قبال وظايف محول شده براي آنها تشويق يا تنبيه در نظر نگرفته‌اند. وقتي يک کودک نابينا مي‌تواند به کمک والدينش‌ حواس ديگر خود را تقويت کند که به جاي ترحم و تزريق حس درماندگي به او بگوييم: «خودت به سر ميز شام بيا و از حس لامسه و شنوايي‌ات کمک بگير» مي‌توان به عنوان راهنما در کنار وي حضور داشت و پيشرفت‌هاي او را متناسب با سن‌اش تقويت کرد. حتي در مورد افرادي که حس بينايي خود را به دليل خاصي از دست مي‌دهند (که البته اين مشکل در آنها کاملا متفاوت و سخت‌تر از حالت قبلي است) نيز توصيه مي‌شود فقط به‌عنوان راهنما به فرد کمک شود، نه به‌عنوان فرد دلسوزي که با ترحم، همه کارهاي او را انجام مي‌دهد و به او با زبان بي‌زباني مي‌گويد که تو درمانده هستي. کساني که در اثر سانحه نابينا مي‌شوند، معمولا يک دوره افسردگي سخت را طي مي‌کنند ولي به آنها هم مي‌توان کمک کرد تا اين شرايط بسيار سخت را بپذيرند و از صفر شروع کنند که هرچه ديرتر اين پذيرش صورت بگيرد، بازگشت‌شان به زندگي سخت‌تر خواهد بود. خانم پريناز فرد نابينايي است که در يک خانواده مرفه بزرگ شده و فقط دريافت کننده تمام سرويس‌ها بوده است. او عملا در هيچ‌کاري مستقل بارنيامده و توانايي‌هايش را نمي‌شناسد، چه برسد به آنکه شيوه استفاده از اين توانايي‌ها را تمرين کرده باشد. از آنجا که نابينا بودن در مساله ازدواج و بچه‌دار شدن، موضوع خاصي تلقي نمي‌شود، بايد به يک نکته دقت شود که اگر قرار است ازدواج دو نابينا با هم انجام شود، هريک از آن دو مانند آقاي سامان، فرد مستقلي بار آمده باشند تا در خانواده جديد آنها مسووليت‌هاي زن و شوهري را به خوبي عهده‌دار شوند.

در غير اين صورت بهتر آن است که نابينايي که مستقل بار نيامده با يک فرد بينا ازدواج کند. چنين ازدواج‌هايي در مورد برخي از جانبازان زمان جنگ صورت گرفت که به دليل ازدواج‌ اين جانبازان با فرد بينا هم ضعف به وجود آمده جبران شد و هم فرزندان با يک والد بينا سر و کار داشته‌اند که اين نعمت بزرگي محسوب مي‌شود و اما ازدواج دو فرد نابينا با هم بسيار رايج است و ما براي اين افراد در هنگام انتخاب همسر توصيه مي‌کنيم بررسي‌کنند فرد مقابل‌شان چه قدر توانايي‌هاي خود را رشد داده است. اگر اين طور نباشد، بار مسووليت زندگي فقط به گردن آن نابيناي ديگر مي‌افتد و از آنجا که هر نابينايي محدوديت‌هاي خاص خود را دارد، اين مسووليت‌ مضاعف را به سختي جبران مي‌کند و روابط زناشويي آنها نيز دستخوش مشکلاتي مي‌شود.

هنوز هم دير نشده و والدين پريناز خانم مي‌توانند با محول کردن مسووليت‌هاي ريز و درشت و ديدن پيشرفت‌هاي هرچند کوچک او و سپس تقويت آنها به او کمک کنند تا کم‌کم به توانايي‌هاي خود پي ببرد و بتواند قابليت‌هاي خود را پرورش داده و همسر و مادر خوبي شود. امروزه نابينايان بسياري را مي‌شناسيم که اگر نگوييم بهتر از افراد بينا، لااقل در حد آنها، در تمام عرصه‌هاي مختلف علمي و هنري مي‌درخشند و وجود اين افراد است که ثابت کرده نابينا کسي نيست که از نعمت بينايي برخوردار نيست بلکه نابينايي در مفهوم وابستگي و درماندگي است.

وجود برخي از کلاس‌هاي مهارت‌هاي زندگي و آموزش کنترل خشم، مي‌تواند به پريناز خانم کمک کند تا توانايي‌هاي خود را به‌خصوص در قسمت‌هايي که اصلا رشد نکرده است، تقويت نمايد. به نظر مي‌رسد آقاي سامان نيز مي‌تواند نقش پررنگي در آموزش گام به گام اين مهارت‌ها ايفا کند. بايد کم‌کم مسووليت کارهاي شخصي‌اش را به خود او واگذار کنيد و البته اين روند نيازمند در نظر گرفتن ملاحظاتي است که مشاوره مي‌تواند راه‌گشا باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 7:31  توسط كاظم حسيني  | 

 

براي مردي كه قدرت بينايي خود را در طول 30 سال به آرامي از دست داده، وسيله‌اي كه وي را قادر به ديدن اشعه‌هاي نور مي‌كند، اميد وي را به اينكه روزي بتواند

نوه خود را ببيند بيشتر كرده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

براي مردي كه قدرت بينايي خود را در طول 30 سال به آرامي از دست داده، وسيله‌اي كه وي را قادر به ديدن اشعه‌هاي نور مي‌كند، اميد وي را به اينكه روزي بتواند

نوه خود را ببيند بيشتر كرده است.

 

به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از ایسنا، الياس كنستانتوپولوس كه يك متخصص برق يوناني‌الاصل بوده و اكنون در آمريكا زندگي مي‌كند، اكنون با استفاده از فناوري

انقلابي كه به وي قدرت ديدن اشعه‌هاي نور را داده به روياي خود نزديكتر شده است.

 

اين پيشرفت بزرگ حدود پنج سال پس از نابينايي كامل وي روي داد كه در اثر بيماري پيگمانته شبكيه كه در آمريكا از هر سه هزتار نفر يك نفر به آن دچار است روي داد.

 

كنستانتوپولوس در 43 سالگي متوجه اولين علائم اين بيماري شد كه تار شدن ديد است. در

 

آن زمان پزشك وي تشخيص داد كه او ديگر نمي‌تواند دستان گشوده شده خود را از گوشه چشمانش ببيند. در 10 سال بعدي، كنستانتوپولوس بينايي خود را كاملا از دست داد

چرا كه در اثر بيماري، سلولهاي ميليه‌اي و مخروطي شبكيه كه گيرنده تصاوير محسوب مي‌شوند از بين رفته بودند. اين گيرنده‌ها به افراد در شناسايي و ديد نور و رنگ

و جزئيات كمك مي‌كند.

 

وي اكنون 72 سال دارد و چند سال پيش در دوره آزمايشي فناوري كاشت يك الكترود در چشمانش شركت كرد. اين الكترود با يك دوربين بي‌سيم در ارتباط است كه روي يك عينك

قرار دارد.

 

وي اكنون هر روز صبح عينك را روي چشمان خود قرار مي‌دهد و از پشت پنجره به عبور خودروها نگاه مي‌كند. او مي‌گويد كه در زمان عبور خودرو مي‌تواند جابجايي يك

حجم نور را ببيند. وي همچنين مي‌تواند اجسام كم‌رنگتر را در مقابل زمينه‌هاي تيره تشخيص دهد.

 

اين دستگاه كه Argus II توسط شركت آمريكايي «ديد دوم» (Second Sight) ساخته شده و اخيرا مجوز پخش در اروپا و آمريكا را به دست آورده ‌است.

 

در حال حاضر 14 نفر در آمريكا و 16 نفر در اروپا از اين فناوري كه هزينه آن در حدود 100 هزار دلار است استفاده مي‌كنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 7:12  توسط كاظم حسيني  | 

به نام خدايي كه انسانها را به صورتهاي مختلف آفريد، باشد كه همديگر را بشناسند و همانا برترين انسانها نزد خداوند پرهيزكارترين آنان هستند .

 

جهان در سال 2012

اگر به تاريخ انسان از ابتدا تا كنون نگاهي اجمالي بيندازيم ،متوجه ميشويم انسان براي رسيدن به قرن طلايي كنوني تاوان زيادي پرداخت نموده است و پيوسته انسانهاي فداكاري بوده اند كه براي آسايش ديگران از هستي خويش گذشته اند.

در برهه اي از زمان آتش توسط انسان كشف شد وفصل نويني از زندگي شروع گرديد،پس از آن ابزار را اختراع نمود و باز هم فصل درخشاني آغاز گرديد و اين روند رو به رشد تا امروز كه ما در آستانه سال 2012 قرار داريم همچنان ادامه دارد.

ما اكنون در زماني زندگي ميكنيم كه بشر در اوج پيشرفتهاي علمي خود قرار دارد ،او اكنون انجام هر  كاري را در توان خود ميبيند و قلل رفيع علمي را يك به يك فتح مي نمايد ،اما باعث حيرت است كه از همسايه خويش خبر ندارد!!او دورترين سياره ها و كهكشانها را رصد كرده است اما كودك نيازمندي را كه دستان ناتوانش براي دريافت كمك دراز شده است ،نمي بيند!!

آيا منصفانه  نيست كه در كنار كشف رازهاي عالم به اطراف خويش نيز نگاهي بيندازيم و همنوعان نيازمند خويش را دريابيم!!

چه براساس عقايد گروهي از مردم(ماياها) در سال 2012 زندگي انسانها بر روي زمين پايان بپذيرد و يا زندگي همچنان تداوم داشته باشد ، سال 2012 بايد نقطه عطفي در زندگي ما باشد .

سال 2012 بايد چون خورشيدي  در زندگي  انساتها  بدرخشد و قرنها قبل و بعد از خود را منور نمايد!!!

بياييد دست در دست هم و صرفنظر از هر ن‍ژاد  و مليتي و با هر عقيده اي صلح و دوستي را به هم هديه كنيم .دستانمان را از آستين غفلت بيرون بياوريم و با كمك همديگر اشك چشم همنوعان خويش را پاك كنيم.

بياييد مسابقات ورزشي را كه مهمترين نماد صلح بين انسانهاست در سال 2012 به نام "همه چيز براي همه " " "all for all برگزار كنيم.

بياييم براي نشان دادن پايان همه محروميتهاي انسانها در هرنقطه اي از اين دنيا "all for all " را بر روي تمام ماشينهاي دولتي و انجمنهاي خيريه و گروههاي نيكوكاري بنويسيم.

بياييم دست در دست هم ،اجازه ندهيم كه گلوله اي به بهانه اختلاف عقيده سينه اي را بشكافد وبه همه حق آزادي راي و انديشه بدهيم.

بياييم "آزادي براي همه "و"fredem for al "را بر روي تمام زندانهاي دنيا بنويسيم و سال 2012 سالي بدون زنداني باشد .

با نوشتن "all for all "و"healtly for all" بر روي لباس سفيران سلامتي ،يك زندگي سالم و عاري از هر گونه بيماري را به تمام مردم دنيا هديه كنيم .

بياييم در سال 2012 به جاي اسلحه شاخه هاي گل در دست بگيريم و بر روي تمام سلاحهاي جنگي بزرگ و كوچك بنويسيم "peace for all "و غير از عشق و محبت و دوستي سلاحي در دستان هيچ فردي نباشد.

"all for all  " يك شعار نيست يك حقيقت محض است ،حقيقتي كه نشان ميدهد همه انسانها صرف نظر از رنگ و نژاد و مليت حق آزادي دارند و همه ميتوانند از نعمتهاي الهي در كنار هم بهره مند گردند.

بياييم با اين شعار زيبا"همه چيز براي همه" "all for all " جهاني آرماني و رؤيايي بسازيم و همه در كنار هم رشد كنيم و چون مرغزاري سبز و خرم در كنار هم از لطف خورشيد و موهبتهاي الهي بهره مند گرديم.

بياييم در سال 2012 ريشه ناداني را با شعار "learning for all  " از تمام عالم بركنيم و چشمان همه انسانهاي دارا و ندار را با نور علم روشن نماييم و اولين جمله اي كه به آنها مي آموزيم "all for all  " باشد.

بياييم دستان خسته كودك معصومي را كه بار خشتهايش چندين برابر وزن اوست از دوش خسته اش برداريم ،اورا به سايه درخت محبت و انسانيت ببريم ،با آب رحمت و لطف ، صورتش را از گرد غم و غصه ايام پاك نماييم ،آبي گوارا بنوشانيمش و بگوييم مگر تو شعار "all for all  " رانشنيده اي ؟ مگر نميداني انسانيت زندگي دوباره اي يافته است؟بيا ،بارت را بر زمين بگذار و چون فرزند من به كودكي خويش بپرداز ،من خشتها را در كوره خواهم گذاشت  و روي تك تك آنها با دستان خويش خواهم نوشت "all for all " و با آن برجهاي مرتفع انسانيت را بر پا خواهم كرد.

بياييم در 2012 زندگي را به هم هديه دهيم ، تولد انسانيت را جشن بگيريم و سال 2012  سال  مرگ  مرگ باشد.

 

 

كاظم يوسفيان

 

خرداد 90

ايران-شيراز-بلوار فرصت شيرازي-20 متري فاضل-خيابان دانا –كوچه 2-مجتمع فراز-بلوكB –واحد7 –ك-پ-7157893646

موبايل-09171089613

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 21:10  توسط كاظم حسيني  | 

شما چقدر اهل خوندن روزنامه هستین

 

بیشتر کدوم روزنامه رو میخونید

 

بنظرتون نابیناها هم اهل روزنامه خوندن هستن

 

اصلاً روزنامه ای برای افراد نابینا هست که بخونن

 

در جواب دوتا سؤال آخر باید بگم بله.

 

خوشبختانه توی کشور قدمهای مفیدی در این زمینه برداشته شده.

 

الآن ما توی کشور هم روزنامه ی مخصوص افراد نابینا داریم و هم ماهنامه.

 

البته سابقه ی روزنامه بیشتر از ماه نامست.

 

نزدیک به پانزده سال پیش اولین نشریه ی ویژه ی افراد نابینا منتشر شد.

 

اون نشریه چیزی نبود جز اولین روزنامه ی نابینایان ایران به اسم ایران سپید.

 

انتشار چنین روزنامه ای خیلی مورد استقبال  این دسته از افراد قرار گرفت که باید

 

هم میگرفت, چون روزنامه ای که به خط برِیل چاپ شه هم یه جورایی باور نکردنی

 

بنظر میرسید و هم وجودش مفید و لازم بود.

 

اون اوایل ایران سپید صفحات خیلی کمی داشت شاید سه یا چهار صفحه,

 

ولی الآن هم مطالبش متنوعتر شده و هم صفحات بیشتری داره.

 

با اینکه ایران سپید تا به الآن تنها روزنامه ی نابینایان کشور به حساب میاد ولی راه رو

 

برای فعالیتهای مطبوعاتی مشابه باز کرد و باعث شد دیگران هم پیرو این راه بشن و

 

به نوع خودشون قدمهایی مفیدی در این زمینه بردارن.

 

نمونش ماهنامه هایی که الآن داره به چاپ میرسه, ماهنامه ی بشرا و .. که این

 

ماهنامه ها هم به خط بریل هستند

 

جالب بدونید علاوه بر نشریاتی که به بریل چاپ میشن یه ماهنمای صوتی هم وجود

 

داره که مطالبشو روی سی دی منتشر میکنه.

 

صاحب امتیاز این ماهنامه شخصیه به نام آقای ابو الفضل گیلانی و ماهنامه ی مورد

 

نظر اوایل با اسم گلایول منتشر میشد ولی بعدها به گویا شقایق تغییر اسم داد.

ما نابینایان  ایرانی تشکر ویژه رو از ایران سپید داریم که اول از همه پا توی این راه گذاشت و

 

این راه رو به بقیه هم نشون داد.

 

 

اگه توی آشناهاتون فرد نابینایی هست که از وجود چنین روزنامه ای خبر نداره

 

و یا اگه خوده شما نابینا هستین و دوست دارید برای خوندن ایران سپید اشتراک

 

داشته باشین به من ایمیل بزنید یا کامنت بذارید تا راهنماییتون کنم.

 

موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 0:5  توسط كاظم حسيني  | 

با سلام و درود فراوان.

قبلا توضیحاتی در مورد خط بریل براتون گذاشته بودم.

و حالا اگر به آدرس زیر برید, به یک شکل دیگه در مورد خط بریل, مطالبی رو خواهید دید.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=14808

شاد باشید!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 0:3  توسط كاظم حسيني  | 

سلام

 

به دنیای نابینایان خوش آمدید!

 

به دنیای نابینایان حسابی خوش آمدید!!!

 

اگر می خواهید با دنیای نابینایان بهتر و بیشتر آشنا بشید,

 

حقیقتا جای فوق العاده ای رو انتخاب کردید.

 

ورود شما به دنیای نابینایان, اون هم از طریق این صفحه باعث خوشحالی و افتخار ماست.

 

دنیای نابینایان خیلی زیاد از ورود و حضور شما در جهان نابینایان استقبال می کنه.

 

امیدوارم از حضور چند دقیقه ای تون در دنیای نابینایان لذت ببرید.

 


برچسب‌ها: NVDA
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 3:44  توسط كاظم حسيني  | 

 

اين خط كه با نام hm به روش بريل يا خط چهارنقطه‌اي hm ناميده مي‌شود، موجب كاهش حجم كتب آموزشي نابينايان مي‌شود و حجم كتاب‌هاي آنها را تا يك دهم كاهش مي‌دهد.

فارس: مديركل آموزش و پژوهش انجمن مخترعان كشور موفق به ابداع خط و روشي جديد براي آموزش نابينايان و كم‌بينايان شد.

 

پروفسور محمدرضا هاشمي موسوي كاشف فرمول اعداد اول،‌ موفق به ايجاد خطي جديد شد كه اين امكان را براي كم‌بينايان و نابينايان فراهم مي‌آورد تا در زماني بسيار

كوتاه‌تر نسبت به خط بريل آموزش ببينند.

 

از مزاياي اين خط نسبت به خط بريل، امكان ادامه تحصيل در مقاطع تحصيلات تكميلي براي نابينايان حتي در رشته‌هاي فني ـ مهندسي و علوم پايه است همچنين ماندگاري

اين خط در ذهن نابينايان نيز بيشتر از خط بريل است.

 

اين استاد دانشگاه در اين خصوص بيان كرد: اين خط كه با نام hm به روش بريل يا خط چهارنقطه‌اي hm ناميده مي‌شود، موجب كاهش حجم كتب آموزشي نابينايان مي‌شود و

حجم كتاب‌هاي آنها را تا يك دهم كاهش مي‌دهد.

 

وي افزود: درصدد تأسيس مركزي هستيم تا در آن از طريق اين خط، رشته‌هاي فني ـ مهندسي و علوم پايه را براي نابينايان و كم‌بينايان تدريس كنيم و مركزي براي آموزش

اين خط تأسيس كنيم.

 

تاكنون بسياري از كشورها بر روي روش 4 نقطه‌اي بررسي كرده‌اند اما همگي آنها نااميد شدند همچنين چندين كشور تاكنون به دنبال اعزام افرادي به ايران براي آموزش

اين خط بوده‌اند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 9:31  توسط كاظم حسيني  | 

 

هشت سال جنگ ایران و عراق اگر که در فضای سیاسی قابل بررسی ست، تلفات انسانی و بحران اجتماعی هم در برداشته است. این بحران اجتماعی غالبا پس از جنگ نمود دارد

و گاه موارد لاینحلی به چشم می خورد. جدای از تحلیل های سیاسی و تلفات اقتصادی برای این دو کشور، می توان تبعات انسانی پس از جنگ را مورد کنکاش قرار داد. به

کار بردن گناه کار اصلی و مسبب این موارد چیزی نیست که روشن گر گزارش های انسانی باشد. کاستی ها و تخریب های روانی پس از جنگ جای چون و چرای زیادی دارد. باید

روی این موضوعات کار زیادی انجام گیرد تا از ژرفای این تخریب ها کاسته شود.

 

ناگفته پیداست که تحلیل چند و چون کاستی ها و تخریب ها به معنی اعتراض جنگ زدگان یا جانبازان نیست. چه بسا آنان تحمل چنین فضای نابرابر برای خود را به گردن گرفته

اند. و این مهم ترین و پوشیده ترین بخش تحلیل ها باید باشد. دم برنیاوردن آنان از بابت اعتقادات شخصی ست و آن نیز از بابت آماده نبودن فضای فرصت های یک سان

برای جانبازان است.

 

ناصر شهابی یکی از جانبازانی ست که فرصت دیدن زن اش و بچه هایش را برای ابد از دست داده است. او جنگیده است تا بر اساس اعتقادش زندگی کند. و اکنون «این زندگی»

بخش مهمی از احساس اش را خاموش کرده است. چه چیزی می تواند جای این احساس را پر کند؟

دختر بزرگ او که به سن بلوغ رسیده است تصویری از خاطرات جنگ پدرش را بر اوراق ذهن اش سپرده است.و این اوراق در لابه لای زندگی پس از جنگ بخار می شوند. روزنه

ای که از چارچوب آن خانه به متن زندگی دیگر هم سن و سالان اش بتابد به سختی دیده می شود.

 

یکی از موارد کاستی های جانبازان و جنگ زدگان در جایی ست که به سبب اعتقادات شخصی شان خاموش بوده و تن به این فضای نابرابر داده اند. اگر دم برنمی آورند دلیل

بر این نیست که ما حقوق اجتماعی خود را به درستی ادا نکنیم. ناصر شهابی ها به یک مشاور همیشگی نیاز دارند تا بتوانند نیازهای خود را بر اساس حقوق اجتماعی دریافت

کنند: کسی که بتواند حقوق او را یادش دهد و بداند که ربطی به اعتقادات اش ندارد. همسر او «مریم کوچه مشکی» که آموزگار است تا مدتی پیش در یکی از روستاهای نزدیک

تبریز تدریس می کرد و به عوض این که نزدیک همسر نابینایش باشد، می بایست مسافتی طولانی در راه باشد. و خود او با وجود نابینایی اش مدرس نابینایان است و اوقات

فراغت اش را با هنرهای رزمی سر می کند.

 

باید مردم این را بدانند که حق یک جانباز برخورداری از رفاه بی در و پیکر نیست؛ و هم چنین، خاموش بودن او بار نهادهای اجتماعی و مردمی را هم نمی کاهد. این موارد

تنها با تحلیل ها و بررسی های درست به مردم انتقال می یابد. بل که، خاموش بودن ناصر شهابی ها فقط درد اجتماعی پس از جنگ را سنگین تر می کند.

 

واژه ی «رفاه اجتماعی» غالبا مفهومی منفی بین مردم پیدا کرده است. جست و جوی این رفاه برای افرادی که از کاستی ها رنج می برند، چندان واژه ی خوشایندی نشده است.

تصور کنیم ناصر شهابی جانباز بخواهد یک روز بدون همسرش سری به خیابان بزند. به مراکز تفریحی و یا حتا اقتصادی برود. چه گونه کاستی های او را خواهیم توانست برطرف

سازیم؟ چه امکانات ویژه ای برای او تعلق گرفته است؟

 

باید دانست که بررسی حقوق آنان به معنی امتیاز ویژه و برتر از دیگران نیست. فقط از این بابت است که کاستی های آنان به سطحی از برابری با دیگران برسد. رضایت دادن

به این وضعیت نباید ما را آسوده خاطر کند که کاری انجام ندهیم. ایثارگری او استعدادیست که همواره برای نظام اجتماعی ما نیاز اساسی ست.

 

ناصر شهابی کسی ست که نابرابری زندگی فردی و اجتماعی اش را فقط برای آن دنیا، یعنی بهشت، حواله کرده است. او زندگی این جهانی را چندان خوش ندارد. و کم آوردن

از آن را بر اساس اعتقادش شایسته ی یک زندگی ایده آل می پندارد. رضایت دادن به نتایج آخرت حقوق اجتماعی او را پشت سر می اندازد. و این یعنی این که، چنین کارهایی

ابدا از ارزش این جهانی برخوردار نیستند. و آن نیز سبب از دست دادن الگوهای اجتماعی می شود. در این جامعه همه چیز با این «رضایت» به یک سطح هموار و بدون الگو

می رسد.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 21:34  توسط كاظم حسيني  | 

از دیرباز بینایی به منزله زیبایی و درک روشنایی و حیات تلقی شده و نابینایی به منزله زشتی، تاریکی و بی‌بهره ماندن از درک حیات مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته

است. این بینش با توجه به عدم برخورداری افراد نابینا از فرصتهای آموزشی و شغلی مناسب در طی قرون متمادی به صورتی فراگیر و پایدار باقی مانده است.

 

با بررسی آمارهای بین‌المللی و توجه به متجاوز از چهارصد میلیون معلول و ناتوان در سراسر جهان و افزایش چشمگیر این جمعیت اهمیت تعلیم و تربیت، رفاه، اشتغال و

بالاخره نحوه زندگی افراد استثنایی آشکارتر می‌شود.

 

آمارهای منتشره نشان می‌دهد از هر ده نفر مردم جهان یک نفر شناخته یا ناشناخته با معلولیت یا کمبودی درگیر است. با این حساب با توجه به تلاش و کوشش که در یکی

دو قرن گذشته در ارائه فرصتهای اموزشی و شغلی افراد نابینا مبذول شده است از مجموع 650 هزار نفر جمعیت نابینای ایالت متحده، تنها چیزی، رقمی حدود 30% افراد

مذکور از مزایای تحصیلی و شغلی مناسب برخوردار و بقییه افراد شاید تنها به صرف نگرش نامسائدی که نسبت بهمعلولیت نابینایی خود دارند از این مزایا محروم مانده‌اند.

این در حالی است که این کشور بیشترین امکانات را از نظر اقتصادی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و تکنولوژی در اختیار دارد. بر اساس آمار گزارش سالانه انستیتو بین‌المللی

نابینایان هدلی در سال 1989 تعداد کل جمعیت نابینایان دنیا در حدود 40 ملیون نفر برآورد شده است. از این تعداد حدود 66% جمعیت در کشور فقیر و عقب نگه داشته

آسیا و آفریقا زندگی می‌کنند که در بعضی از موارد از  حداقل امکانات مربوط به زمینه‌های آموزشی و شغلی نیز برخوردار نیستند. تا کنون آمار دقیق در خصوص درصد

افراد نابینا نسبت به جمعیت کل کشور ایران ارائه نشده است. لیکن بر اساس درصد برآوردهای سازمان بین‌المللی تعداد این افراد در کشور ما حدود 5 در 1000 تخمین

زده شده است. بنابراین، تعداد نابینایان 250 تا 300 هزار نفر برآورد می‌شود. در بسیاری از موارد، تطابق با نابینایی و چگونگی پذیرش معلولین از سوی اجتماع فشار

روانی فراوانی را بر شخص نابینا وارد می‌سازد که می‌تواند سلامت روانی وی را خدشه‌دار سازد. اکثر مردم برداشتهای غلطی از فلسفه نابینایی دارند، همین نگرش تطابق

فرد نابینا را با اجتماع دشوار می‌سازد.

 

پروفسور کافمن معتقد است، علت اینکه افراد بیش از هر معلولیت دیگری از نابینایی و روبرو شدن با افراد نابینا واهما دارند، این است که به برقراری ارتباط اولیه

با انها خود را دچار سردرگمی می‌بینند. زیرا مردم قبل از استفاده از شیوه بیان در برقراری ارتباط به ازای نگاهشان از افراد نابینا پاسخی دریافت نمی‌کنند. این

عدم ارتباط اغلب واکنشهای نامطلوبی را در نابینایان برمی‌انگیزد.

 

یکی دیگر از واکنشهای رایج که شخص نابینا احتمالاٌ ممکن است ظاهر سازد، افسردگی است. حالت افسردگی می‌تواند در افراد مستعد ایجاد نگرانی کند و ار آن جایی که

افسردگی معمولاٌ به دنبال تجارب ناراحت کننده به وجود می‌آید، بنابراین افراد نابینا و نیمه‌بینا به علت وجود نقصی در خود احتمالاٌ مستعد ابتلا به افسردگی هستند.

اتکا به دیگران از عواملی است که باعث اضطراب و افسردگی در نابینایان می‌شود و میزان این اضطراب در دختران نابینا بیش از پسران نابینا است.

 

همچنین زندگی در محیط‌هایی غیر از محیط گرم خانواده همچون مؤسسات شبانه که نمی توانند محیط مناسبی برای رفع فشارهای درونی فرد نابینا باشند، سبب می‌شود شخص نابینا

به فردی افسرده و بدبین تبدیل شود. هر اندازه جامعه‌ای در برابر افراد استثنایی احساس مسئولیت بیشتری نماید و منابع مالی و انسانی زیادتری را به این امر اختصاص

دهد، آن جامعه دارای فرهنگ و اقتصادی پیشرفته‌تر است.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 21:12  توسط كاظم حسيني  | 

Top of Form

" خط بریل "

یکصد و پنجاه سال پیش به نظر غیر ممکن می رسید که روزی نابینایان نیز همانند سایرین قادر به خواندن و نوشتن باشند ، اما لویی بریل که در زمان حیات خود از نعمت بینایی محروم شد دست به ابتکاری زد که بعدها به نام خود وی به ثبت رسید . ابتکار او نه تنها نابینایان را قادر به خواندن و نوشتن کرد بلکه حتی عده ای از آنان را به کسب مدارج عالی تحصیلی ، علمی و نیز به موقعیتهای شغلی بالا رساند ، شاهکاری که زندگی آنان را دگرگون و میل به حیات را در آنان دو چندان کرد .

علی رغم آسان بودن فراگیری الفبای خط بریل ، اکثر نابینایان در انتقال حس بینایی به حس لامسه دچار مشکل اند و به راحتی قادر نیستند آن چیزی را که لمس می کنند درک کنند . با این همه ، کارشناسان معتقدند الفبای بریل بهترین امکانی است که در دسترس نابینایان قرار گرفته تا بتوانند حداقل نیازهای خواندن و نوشتن خود را رفع کنند .

نخستین ابتکار در به کارگیری نوشته های برجسته نابینایان در قرن چهاردهم میلادی در ایران آغاز شد و چهارصد سال پس از آن " والنین هوی " فرانسوی ، اولین مدرسه نابینایان را در پاریس تاسیس کرد که در آن کلماتی بسیار ساده و ابتدایی با حروف برجسته روی کاغذ چاپ و به نابینایان آموزش داده می شد . آنان با این روش تنها قادر به خواندن بودند ، بدون آنکه بتوانند بنویسند .

در نهایت " لویی بریل " موفق به ابداع روشی شد که بر اساس آن شش نقطه در دو ستون موازی روی سه خط افقی بیانگر 63 حرف ، عدد و علامت بودند و به گفته انجمن نابینایان هیچ زبان شناخته شده ای در دنیا نیست که مدعی شود قادر به اجرای این روش در زبان خود نیست.

" لویی " حدود سال 1809 در فرانسه متولد شد . وی در سن سه سالگی در اثر برخورد شی ء تیز به چشمانش در کارگاه پدرش ، نابینا گشت . وی دوران دبستان را در مدارس عادی روستای خود به اتمام رسانید

و با حمایت پدر و مادر در شناخت استعدادهای بالقوه اش ، موفق به فراگیری چندین آلت موسیقی نیز شد .

" بریل " در سن 11 سالگی در پی آشنایی با یک افسر ارتش به نام " نیکلاس ماری " اولین گام را در جهت ابداع روش خود برداشت . و در سن 16 سالگی موفق به ابداع زبان شش نقطه ای خود شد اما بدون این که اوج موفقیت خود را لمس کند در سن 43 سالگی بر اثر بیماری سل ، دیده از دنیا فرو بست .

پس از مرگ " بریل " چهار مرد نابینا به رهبری دکتر " توماس آرمیتاژ " بر اهمیت این اختراع وقوف یافتند و انجمنی ایجاد کردند که سرانجام به موسسه ملی سلطنتی نابینایان مبدل گردید .

 در نهایت ،50 سال قبل خدمات " لویی بریل " در فرانسه مورد شناسایی رسمی قرار گرفت و سال 1925 پیکر او را به پاریس انتقال دادند و در پانتئون ، گورستان قهرمانان ملی فرانسه به خاک سپردند .

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط كاظم حسيني  | 

 

يك نابينا با استفاده از حسگرهاي ليزري و دوربين‌هاي نصب‌شده بر روي خودرو در مسابقات بين‌المللي سرعت داياتوناي فلوريدا شركت كرد.

 

دستكش‌هايي كه در قسمت پنجه از موتور برخوردارند

 

مارك آنتوني ريكوبونو، رئيس موسسه جرنيگان بنياد ملي نابينايان كه درباره فناوري‌هاي جديد براي كمك به نابينايان تحقيق مي‌كند، سوار بر يك خودرو فورد اسكيپ هيبريدي

اصلاح شده با استفاده از حسگرها و دوربين‌هايي كه توسط محققان مركز فناوري ويرجينيا تك و شركت فناوري‌هاي تورس بر روي آن نصب شده بودند در اين مسابقه شركت كرد.

 

هنگامي كه ريكوبونو قصد دارد مسير را تغيير داده يا گردش كند، حسگرهاي ليزر دامنه‌ياب داده‌هاي لازم را به يك رايانه فرستاده و سپس اين اطلاعات به وي فرستاده مي‌شود. ريكوبونو دستكش‌هايي در دست دارد كه در قسمت پنجه از موتور برخوردار است.

هنگامي كه خودرو بايد به سمت چپ بپيچد، موتور موجود در دست چپ مي‌لرزد.

اين لرزش در ميان انگشتان به ميزان تند بودن پيچ بستگي دارد. در صورت نرم بودن پيچ، تنها انگشت كوچك مي‌لرزد اما با بيشتر شدن شدن پيچ اين لرزش به انگشت سبابه و ساير انگشتان نيز ادامه پيدا مي‌كند.

ريكوبونو در اين مسابقه بين 40 تا 42 كيلومتر در ساعت سرعت داشته و از طريق نواري كه بر رووي صندلي راننده نصب شده مي‌توانست ميزان سرعت خود را حس كند.

اين نوار نيز كه مانند سرعت سنج عمل مي‌كند از موتور برخوردار است، درست همانطور كه يك صندلي ماساژ عمل مي‌كند.

ريكوبونو با احساس لرزش در اطراف زانوها، سرعت را بيشتر كرده و با رسيدن به سرعت مناسب اين لرزش به قسمت كمر منتقل مي شود.

وي اظهار كرده كه در آينده قصد دارد فناوري‌هاي جديدي از جمله جي‌پي‌اس را براي اعلام مسيرها به اين خودرو اضافه كند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:26  توسط كاظم حسيني  | 

 

خبرگزاری Associated Press گزارشی منتشر نمود که حاکی از همکاری مشترک انجمن بین‌المللی نابینایان و دانشگاهVirginia Tech برای ایجاد تکنولوژی خاص برای افراد نابینا می‌باشد.

به گزارش سايت شماران سيستم این تکنولوژی نابینایان را قادر خواهد ساخت تا پشت فرمان خودروی نشسته و به مکان دلخواه و مورد نظر خود رانندگی کنند.

سال 2011 شاهد نخستین نمونه آزمایشی این خودرو خواهد بود که مجهز به سیستمی تحت عنوان «سطوح نامرئی» یا nonvisual interfaces می‌باشد.

این تکنولوژی اطلاعات مربوط به موانع جاده‌ای در مسیر رانندگی را به شخص مخابره می‌نماید.

مبنای طراحی این خودرو توسط دانشگاه Virginia Tech شبیه خودرویی خواهد بود که این دانشگاه در مسابقات DARPA Grand 2007 ارائه داده بود و توانست مقام سوم این مسابقات را به خود اختصاص دهد.

این خودرو بدون سرنشین قادر به درک علائم ترافیکی و اشیاء ( موانع) اطراف خود بود.

در طرح مشترک انجمن بین‌المللی نابینایان و دانشگاه Virginia Tech برای خلق این خودرو ابتدا تلاش می‌گردد تا به واسطه وجود یک جلیقه ارتعاشی مخصوص، شخص نابینا

آگاهی لازم را به منظور واکنش‌های مناسب هنگام رانندگی کسب نماید.

نمونه آزمایشی این خودرو در مسابقات اتومبیلرانی Daytona International Speedway در ژانویه 2011 رونمایی می‌شود که در آن از یک خودروي تغییر یافته Ford استفاده

شده است.

در این خودرو با به کار گیری تکنولوژی متشکل از عوامل ارتعاشی و هوای متراکم، اطلاعات مرتبط با شرایط جاده‌ای به شیوه خاصی برای راننده نابینا تفسیر و ارسال می‌گردد.

تا به امروز فرد نابینایی که شانس رانندگی با نمونه آزمایشی این خودرو را خواهد داشت مشخص نشده است.

هدف اصلی انجام این پروژه تنها رفع موانع پیش روی نابینایان برای رانندگی در جاده نمی‌باشد.

آقای مارک ماور رئیس انجمن بین‌المللی نابینایان به خبرگزاری Associated Press اعلان نمود: «امروز ما فاصله می‌گیریم از این طرز فکر که افراد نابینا به عنوان یک انسان قادر به همکاری و تعامل با جامعه خود نمی‌باشند.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:24  توسط كاظم حسيني  | 

 

اینجا صحبت از ماشینهای اتوماتیک یا کنترل از راه دور نیست، بلکه داریم دقیقا از رانندگی افراد نابینا حرف می زنیم... اتفاقی که چند وقت پیش در آمریکا رخ داده است.

 

فدراسیون ملی نابینایان آمریکا طی یک پروژه قصد داشت تا رانندگی را برای نابینایان عملی سازد و حالا این کار به کمک خودرویی که انباشته از تجهیزات الکترونیک است عملی شده است. این خودرو در بزرگراه ها و شرایط سخت نیز امتحان خود را پس داده و امید می رود که در طی چند سال آینده با گذراندن آزمایشات بیشتر بتواند مجوز

ورود رسمی به خیابانها را بگیرد.

 

این ماشین ویژه مجهز به سنسورهای لیزری است که محیط اطراف را پایش می کنند، اطلاعات این سنسور ها مورد پردازش قرار گرفته و تصوری سه بعدی از فضای نزدیک خودرو

را ارائه می دهند سپس این اطلاعات توسط سیستم ایکس-جی-وی در قالب جهت های خاص (نسبت به وضع و سرعت رانندگی) تفسیر می شوند.

 

در مرحله بعدی این اطلاعات باید به فرد نابینا انتقال یابند؛ اطلاعات دریافتی به صورت ویبره از طریق دستکش های مخصوص و صندلی راننده قابل لمس خواهند بود و همچنین

یک وسیله خاص، از جریان هوای تحت فشار برای ایجاد یک تصور لمسی نسبت به محیط اطراف استفاده خواهد کرد.

به این ترتیب راننده بدون نیاز به استفاده از قدرت بینایی می تواند اطلاعات مربوط به سرعت و جهت حرکت خودرو و وجود اشیا در اطراف را درک کند.

 

این وسیله در شرایط مختلف و با موانع ثابت و متحرک آزمایش شده، حتی در شرایطی که وسایلی از پشت یک وانت به جاده می افتادند و از تمام این آزمایشات سربلند بیرون آمده است.

 

منبع: narenji.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:24  توسط كاظم حسيني  | 

رانندگی یک مرد نابینا در پیست سرعت

 

آقای ریکوبنو علاوه بر اینکه پیچ‌ها را به خوبی پشت سر گذاشت، موانع را نیز توانست به خوبی پشت سر بگذارد. برخی از موانع ساکن بودند و برخی دیگر سر راه او قرار

می‌گرفتند. در واقع تیمی از Virgina Tech در موفقیت این راننده دخیل بودند. آن‌ها سیستمی را داخل دستکش تعبیه کردند که با دادن فیدبک لمسی به راننده، باعث می‌شد

او تصور بهتری از محیط اطرافش داشته باشد.

 

رانندگی این راننده، حاصل شش سال تحقیق و بررسی بود. این تست رانندگی، قسمتی از تحقیقات NFB در رابطه با مسابقات افراد نابینا بود. در این تحقیقات، دانشمندان

با به کارگیری تکنولوژی روز سعی می‌کنند خودرویی طراحی کنند که افراد نابینا قادر به رانندگی با آن باشند.

 

به گفته‌ی فدراسیون ملی نابینایان، این تست رانندگی به ما این امید را داد که در آینده، تکنولوژی به حدی خواهد رسید که دید عموم نسبت به نابینایان عوض شود و

این موضوع دانشمندان را برای تحقیق بیشتر در این زمینه تشویق خواهد کرد.

 

منبع :سایت پیچ گوشتی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:20  توسط كاظم حسيني  | 

 

اینترنت در تسخیر نوازنده نابینای خردسال ، دختربچه نابینایی که مهارت چشمگیری در نواختن پیانو دارد در کره جنوبی ، به تک ستاره تبدیل شده است و روز به روز بر

شمار طرفدارانش افزوده می شود.

 

اینترنت در تسخیر نوازنده نابینای خردسال

وقتی یویه ایون، دخترک ۵ ساله و نابینای کره ای پشت یک پیانوی بزرگ می نشیند و با انگشتان کوچکش قطعه "برای الیز" بتهوون را می نوازد، اشک در چشمهای شنوندگان

او حلقه می زند.

 

یویه ایون آن قدر کوچک است که برای قرار گرفتن در پشت پیانو به کمک یک بزرگسال نیاز دارد.

 

این دختر که از زمان تولد نابینا بوده و حالا به مهد کودک می رود، با نواختن آهنگهایی از موتسارت، شوپن و بتهوون و همچنین موسیقی ترانه های پاپ، دوستداران موسیقی

را در کشورش مسحور کرده است.

 

او تنها با یک بار گوش دادن به ترانه های خوانندگان کره ای، قادر است آهنگشان را بنوازد و آنها هم او را با آواز همراهی می کنند.

 

سال گذشته در کره، برنامه تلویزیونی "استار کینگ" که به معرفی استعدادهای جوان می پردازد، یویه ایون را به مردم شناساند. او از این برنامه اولین جایزه اش را که مبلغ یک میلیون وان بود بدست آورد و لقب "موتسارت پنج ساله نابغه" بر او ماند.

 

پارک یونگ سون، مادر این کودک می گوید که دو سال پیش بر حسب تصادف به استعداد دخترش در موسیقی پی برد و وقتی شروع به خواندن یک ترانه پاپ کرد، دخترش آهنگ آن را بر پیانویی که کنارش بود نواخت. خانم پارک که مادر واقعی یویه ایون نیست و او را به فرزندی پذیرفته می گوید که دخترش هیچ تعلیمی در موسیقی و نواختن پیانو

ندیده بود.

 

یویه ایون تا چندی پیش شناخته شده نبود اما اینترنت باعث شده که او رفته رفته در دنیا بلندآوازه شود. فیلم کوتاهی که از اجرای او در برنامه استار کینگ در یک

سایت کره ای موجود است بیش از ۲۷ میلیون بار دیده شده و در سایت یوتیوب هم بیش از دو میلیون بیننده داشته است.

 

نوازنده خردسال در سپتامبر گذشته هم در مراسمی که برای گرامیداشت روز کره در لس آنجلس برگزار شد برنامه اجرا کرد و یک شبکه تلویزیونی در ژاپن هم از او برای اجرای برنامه دعوت کرده است.

 

او حتی یک پشتیبان مالی هم دارد که رئیس یک شرکت ساختمان سازی در دوبی است و کلیپ یویه ایون را از برنامه استار کینگ تماشا کرده است. یویه ایون بتازگی در حضور

نخست وزیر سنگاپور هم قطعاتی از شوپن را نواخت.

 

زندگی این نابغه کوچک هم مثل استیویی واندر و ری چارلز، موسیقی دانهای آمریکای که در خردسالی با حوادثی تلخ روبرو بوده اند، دستخوش ناملایمات بوده است و پدر و مادرش او را پس از تولد رها کردند. مردی به نام یوچانگ جو که بر اثر یک سانحه رانندگی فلج شده بود و همسر نازایش، یویه ایون را به فرزندی پذیرفتند.

 

خانم پارک می گوید به این دلیل دخترش را به برنامه استار کینگ برده که او میل داشته برای مردم بیشتری پیانو بنوازد. اما خانم پارک هیچگاه انتظار نداشته که حضور دخترش در این برنامه از او چنین ستاره ای بسازد. پس از پخش برنامه استار کینگ، سیل پیشنهادهای کمک و پرداخت پول به سوی آنها سرازیر شد و پزشکان زیادی داوطلب

شدند که بینایی دخترش را به او برگرداند هر چند که تلاشهای آنها در این زمینه ناموفق بوده است.

 

یویه ایون حالا هر روز با پیانویی که به او هدیه داده شده تمرین می کند و در پاسخ به این پرسش که قصد دارد در آینده چکاره شود، به خبرنگار رویتر گفته است: "پیانیست.

پیانیستی بزرگ."

 

منبع : بي بي سي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:18  توسط كاظم حسيني  | 

هلن کلر این ناشنوا و نابینای نابغه را، بهتر بشناسیم   

 

هلن کلر در دوران کودکی به علت بیماری منیژیت ، بینایی و شنوایی خود را از دست داد اما با کمک آنا سولیوان ، معلم خصوصی اش یکی از محترم ترین زنان دنیا شد .

 

هلن کلر در بیست و هفتم ماه جون سال 1880 میلادی در مزرعه ای واقع در ایالت آلاباما متولد شد . دوران طفولیت او طبیعی بود تا اینکه دریکسات ونیمگی بیماری مننژیت

باعث شد تا او بینایی و شنوایی خود را ازدست بدهد . سالهای بعد برای خانواده هلن بسیار ناخوشایند بود . چرا که آنها به این مسیله واقف بودند که به دلیل ناتوانی

دو گانه فرزندشان هیچ راهی برای برقراری ارتباط با او وجود ندارد . خود هلن هم به نوعی در بدن خود محبوس بود و به تنهایی قادر نبود احتیاجاتش را برطرف کند و

یا در آرزوی شهرت باشد .

 

الکساندر گراهام بل فقط مخترع تلفن نبود بلکه معلم ناشنوایان هم بود. خانواده کلر با او تماس گرفتند . وقتی گراهام بلر ، هلن را ملاقات کرد به هوش ذاتی او پی

برد . او به خانواده هلن پیشنهاد کرد که معلمی جوان به به نام آنا سولیوان را استخدام کنند تا به هلن جوان درس بدهد . خانواده کلر از وضعیت مالی خوبی برخوردار

بودند و قادر بودند که برای فرزندشان معلم خصوصی بگیرند ، بنابراین با خانم سولیوان تماس گرفتند .

 

آنا سولیوان خود نیز از بینایی نسبتا کمی برخوردار بود . او در انسیتیو پرکینز در بوستون که مختص نابینایان و ناشنوایان بود تحصیل کرده بود . خانواده کلر ( آنا

) را در 21 سالگی استخدام کردند تا با آنها زندگی کند و به هلن درس بدهد سولیوان روشی را اختراع کرد که هلن قادر به درک آن باشد .

 

این روش شامل علاماتی بود و با فشار دادن این علامت ها روی کف دست کلر ، وی قادر به درک آنها می شد . با استفاده از این روش دختر جوان به طور بی نظیری ، قادر

به یادگیری و برقراری ارتباط شد . او در هشتمین سال تولدش به شهرت رسد و این شهرت در سراسر زندگی اش گسترش یافت . مارک توآین هلن را یاری کرد و او را کارگر

معجزه نامید .

 

هلن کلر به کالج (رانکلیف )رفت و با کمک سولیوان که سنخرانیها را روی کف دستش توضیح می داد ، توانست مدرک خود را بگیرد. هلن در طی سالهای تحصلیش توسط مجله خانوادگی

زنان ترغیب و تشویق شد تا زندگینامه خود را بنویسد و از این طریق بتواند به کنجکاویهای بی انتهای مردم سراسر جهان پاسخ دهد .

 

او زندگینامه خود را نوشت و آن را داستان زندگی من نامید . هلن همچنین آموخت که از طریق فشار دادن انگشتانش روی گلوی خانم سولیوان و تقلید ارتعاشات آن صحبت کند

. او اولین نابینا و ناشنوایی بود که به عنوان دانشجوی برجسته از کالج فارغ و التحصیل شد .

 

هلن کلر در سراسر زندگی اش با عده زیادی از افراد مشهور و سرشناس ملاقات کرد و تجربیات بسیاری نیز به دست آورد . او همچنین همه افرادی که در دوران زندگی اش به

ریاست جمهوری امریکا منصوب شده بود را ملاقات کرد . او حتی به واسطه ویلون و استعداد یاشا هایفز و یالونیست مشهور قرن بیستم لذت موسیقی را تجربه کرد . هلن با

حس کردن ارتعاشات و یالون می توانست بگوید که آهنگساز موسیقی نواخته شده کیست .

 

هلن اغلب اوقات زندگش را با شرکت در سخنرانی ها به همراه آناسولیوان ، معلم و دوست عزیزش سپری کرد . سولیوان ازدواج کرد اما بعد از گذشت مدت زمان اندکی طلاق

گرفت و نزد هلن کلر بازگشت .

 

کلر یک قهرمان برای نابینایان شد . وی کتابهای متعددی را در طول زندگی اش منتشر کرد و در اعتراضات علیه استخدام تمام وقت کودکان زیر 12 سال در آمریکا و علیه

قانون اعدام شرکت می کرد .

 

مدال طلای موسسه ملی علوم اجتماعی در سال 1952 میلادی به وی اعطا گردید . در سال 1953 میلادی از او در دانشگاه سوربون فرانسه تجلیل شد . در سال 1964 میلادی بالاترین

تجلیل کشوری ایالت متحده یعنی مدال آزادی ریاست جمهوری ، توسط رییس جمهور وقت ،( لیندون ب جانسون )به وی اعطا گردید .

 

هلن کلر در اول ژوین سال 1968 میلادی در سن 88 سالگی درافانی را وداع گفت : موسسات و انجمن هایی از هلن به یادگاری مانده اند که به منظور ادامه کار پایان دادن

به نابینایی شکل گرفتند .جایزه هلن به کسانیکه توجه عموم را پیرامون پژوهش روی موضوع نابینایی متمرکز می کنند اهدا می شود .

مترجم سعیده ناجیان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:17  توسط كاظم حسيني  | 

رسانه‌های انگلستان اعلام کردند که یک پسربچه ۱۰ ساله نابینا، نابغه جودو است.

 

به گزارش ایسنا، براساس اعلام رسانه‌های انگلستان این پسربچه ۱۰ ساله که «کایرن کلارک» نام دارد در سن پنج‌سالگی بینایی دو چشم خود را از دست داد، اما این عامل

باعث نشد تا او ورزش و فعالیت‌های روزانه‌اش را نادیده بگیرد.

 

در گزارش رسانه‌های رسمی انگلستان آمده است که این پسربچه ۱۰ ساله هم‌اکنون نابغه جودو است، به دلیل فعالیت‌های خارق‌العاده در این ورزش رزمی به «مبارز روشندل»

شهرت یافته است.

 

مادر ۴۰ ساله این کودک نیز در این‌باره به روزنامه دیلی‌میل یادآور شد: پس از آن که پسرم پنج سال پیش بینایی دو چشم خود را از دست داد به پزشکان زیادی مراجعه

کردم، اما متاسفانه آنان مرا مایوس کردند. او به دلیل حساسیت شدید به پنی‌سیلین دچار نابینایی شده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 19:15  توسط كاظم حسيني  | 


چند نكته در رابطه با چگونگي كمك به فرد نابينا:
-بهتر است قبل از انجام هر كمكي نظر فرد نابينا را در مورد كمك به او جويا شويد.

-در صورت كمك و راهنمايي در راه رفتن؛ اجازه دهيد فرد نابينا بازوي شما را بگيرد و از هل دادن و گرفتن او خودداري كنيد.

-هنگاميكه با فرد نابينا روبرو مي شويد خود را به او معرفي كرده و بهنگام ترك محل به او بگوييد كه محل را ترك ميكنيد.

-مستقيما با خود فرد نابينا حرف بزنيد و براي صحبت با آنها شخص ديگري را واسطه قرار ندهيد چرا كه آنها قادر هستند بخوبي مفهوم كلام شما را درك كرده و پاسخ دهند.

-هيچگاه با فرد نابينا بلند صحبت نكنيد چرا كه آنها داراي حس شنوايي قوي هستند.

-بجاي نابينا به نگاه كردن بپردازيد و محيط اطرافش را براي او شرح دهيد تا او نيز بتواند با محيط ارتباطي سازنده برقرار كند.

-بخاطر ضعف آنها در بينايي از اشتباهاتشان چشم پوشي نكرده و به آنها فرصت دهيد تا اشتباه خود را جبران نمايند .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 16:53  توسط كاظم حسيني  | 


لوئيس بريل
لوئيس بريل در سال 1809 در فرانسه متولد گرديد.وي در اوايل كودكي يعني در سن 3 سالگي بينايي خود را از دست داد.در سال 1818 به همراه دوستان خود موسسه ي ملي نابينايان جوان پاريس را در اين شهر دائر نمود.در همين زمان بود كه بريل بواسطه توانايي هايش در موسيقي و علم مشهور شد و يكي از بهترين نوازندگان ويولون و ارگ در پاريس گرديد.بريل در سال 1826 شروع به آموزش نابينايان نمود. 

امروزه شهرت بريل بخاطر ابداع سيستم خط برجسته وي مي باشد كه در آن زمان در پيام هاي رمزي ارتش بكار گرفته مي شد.

سيستم بريل يا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشكال منظم بر روي مقواي نازك مي باشد كه نابينايان از طريق لمس آن قادر به درك عبارات و خواندن خواهند بود.

اين روش تا به امروز با موفقيت همراه بوده و در بسياري از كشورهاي جهان استفاده مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 16:50  توسط كاظم حسيني  |